تهران - خیابان شهید مطهری، خیابان میرعماد، کوچه پنجم، پلاک 3 «پژوهشگاه تربیت بدنی و علوم ورزشی» 021-8874-7632

 

معرفی کتاب "توانبخشی در سندرم داون با رویکرد فعالیت بدنی"Book Sandrom

این کتاب توسط انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی به چاچ رسیده و در سال 1393 به عنوان تالیف برتر کشور در جشنواره کتاب سال دانشجویی انتخاب شده است. این کتاب برای مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری در درس اختلالات رشد و یادگیری حرکتی تدریس می شود.

پیشگفتار کتاب برای آشنایی بیشتر علاقمندان تقدیم می شود:

در قرن اخیر، پیشرفت علم و فنّاوری حتی در کشورهای جهان سوم تحولی بزرگ در زندگی انسان‌ها ایجاد کرده است. سرعت این تغییرات این‌قدر زیاد است که باور وضعیت زندگی دو دهۀ بعد، برای هیچ‌کس ممکن نیست؛ اما این پیشرفت‌ها و بهبود‌ها در همۀ زمینه‌ها وجود نداشته است. اگر به زندگی افراد کم‌توان درچند دهۀ قبل نگاهی گذرا بیندازیم و زندگی آن‌ها را با وضعیت فعلی مقایسه کنیم، بدون شک، به این باور خواهیم رسید که در حق آن‌ها بی‌توجهی شده است. این بی‌توجهی در همۀ کشورهای دنیا به یک اندازه نیست.

تجربۀ زندگی در کشورهای پیشرفتۀ دنیا، این موضوع را تأیید می‌کند که افراد کم‌توان ذهنی و جسمی حقوق انسانی دارند که به آن‌ها حق زندگی‌کردن آسان را در کنار شهروندان می‌دهد. آن‌ها همچون دیگر افراد جامعه، در کلاس‌های آموزشی حضور می‌یابند و از امکانات آموزش فراگیر استفاده می‌کنند. هیچ تبعیضی بین افراد کم‌توان و افراد سالم در استفاده از امکانات آموزشی و خدمات ارائه‌شدۀ دیگر در جامعه وجود ندارد. آن‌ها برای استفاده از امکانات ورزشی نیز با محدودیت مواجه نیستند؛ زیرا به آن‌ها، به دید فردی متفاوت نگریسته نمی‌شود. همۀ افراد در نظرِ سیاست‌مداران و برنامه‌ریزان یکسان هستند؛ البته برای ایجاد این عدالت برخی از ساختار‌ها تغییر یافته‌اند. برای اینکه این افراد بتوانند از حمل‌و‌نقل عمومی استفاده کنند، تمامی ایستگاه‌های اتوبوس و مترو به‌گونه‌ای طراحی شده است که با ویلچر بتوان به وسایل نقلیۀ عمومی وارد شد. این کوچک‌ترین حقی است که برای آن‌ها ایجاد کرده‌اند. با الزام همۀ شرکت‌ها در استخدام افراد کم‌توان، امکان یافتن شغل برایشان ایجاد می‌شود و به‌دنبال این موضوع، ازدواج و تشکیل خانواده ازجمله حقوقی است که همۀ انسان‌ها دارند و افراد کم‌توان هم همچون افراد دیگر جامعه از این حق استفاده می‌کنند.

مقایسۀ این وضعیت با نگاه‌های ناآگاهانه‌ای که متأسفانه در کشورمان فرهنگ شده است، لزوم تغییر هرچه بیشتر نگرش‌ها را نشان می‌دهد. ما افرادی را که حتی قدری اختلال یادگیری دارند، از دانش‌آموزان دیگر جدا می‌کنیم و آن‌ها را به مدارس استثنایی می‌فرستیم و به آن‌ها برچسب عقب‌مانده می‌زنیم و آن‌ها را برای همیشه، از زندگی عقب می‌اندازیم. با این کار، این فرد باور می‌کند از افراد دیگر جامعه متفاوت است و دیگران هم با دیدی متفاوت به وی می‌نگرند و به‌تدریج، او را به‌سوی ناتوانی سوق می‌دهند؛ درحالی‌که این کم‌توانی جزئی را می‌توان به‌سادگی برطرف کرد. امروزه، نهضت آموزش فراگیر در دنیا، درحال شکل‌گیری است. بزرگ‌ترین هدف این نهضت، رفع تبعیض‌ها و ایجاد حقوق انسانی است: آنچه در سازمان ملل متحد تصویب شد و به‌عنوان حقوق افراد کم‌توان، به دولت‌ها ابلاغ شد. کشورهایی که سیستم فراگیر را پذیرفته‌اند و درحال اجرای واقعی آن هستند، تمامی مدارس استثنایی را تعطیل کردند و حتی افراد کم‌توان ذهنی با درجۀ شدید را هم به مدارس عادی فرستادند تا هم دانش‌آموزان سالم یاد بگیرند که باید در کنار افراد کم‌توان زندگی کنند و هم افراد کم‌توان با حضور در کنار دیگر همتایان خود، اعتماد‌به‌نفس بیشتری پیدا کنند. وقتی کودک از همان ابتدا، در مدرسه و در زنگ ورزش، برای اینکه دوست کم‌توانش هم بتواند در ورزش‌ها شرکت کند، از قوانین بازیِ تعدیل‌شده استفاده می‌کند، یاد می‌گیرد که باید حقوق این افراد را رعایت کند. وقتی در کلاس درس، در یک میز، دو کودک سالم و کم‌توان کنار هم می‌نشینند، می‌آموزند در استفاده از امکانات دولتی، هیچ تفاوتی بین آن‌ها نیست و کمتر متوجه تفاوت می‌شوند؛ اما متأسفانه، در ایران سعی می‌کنیم این تفاوت‌ها را به‌خوبی از همان ابتدای کودکی، به فرزندانمان بیاموزیم. سیستم آموزش فراگیر در کشور ما نیز پذیرفته ‌شده و گام‌هایی دراین‌زمینه برداشته شده است؛ اما هنوز به موفقیت‌های پذیرفتنی دست نیافته‌ایم. نمی‌توانم فراموش کنم روزی را که تازه دکترای خود را گرفته بودم و دوست داشتم با مدارس استثنایی همکاری کنم! وارد یکی از مدارس استثنایی شدم و پسر همسایه‌مان را در آنجا دیدم. نمی‌توانستم باور کنم که مجید کودکی استثنایی است. به‌گفتۀ خودش، قدری در درس‌ها تنبل بود. یعنی نمرۀ خوبی در مدارس عادی کسب نکرده بود و برای اینکه خوب بشود، خانواده‌اش وی را به مدرسۀ استثنایی آورده بودند. از مدیر مدرسه پرسیدم: «چرا افرادی را که مشکلات یادگیری دارند، در این مدارس ثبت‌نام می‌کند؟» وی پاسخ داد: «آن‌ها جزو افراد عقب‌مانده هستند.» از وی پرسیدم: «عقب‌مانده؟!» وی گفت: «بله» و ادامه داد: «می‌دانی عقب‌مانده یعنی چه؟!» من آن روز فهمیدم که واقعاً نمی‌دانم مفهوم عقب‌مانده چیست. وقتی مدیران این مدارس در سال ۲۰۱۳، در یکی از مدارس پایتخت کشورمان هنوز از برچسب نفی‌شدۀ عقب‌مانده برای این افراد استفاده می‌کنند، باید باور کرد که آموزش فراگیر و مفاهیم اولیۀ آن هنوز وارد کشور ما نشده است. کشور ما با وجود پیشرفت‌های فراوان درزمینۀ علوم مهندسی، پزشکی، هسته‌ای، نظامی و...، دراین‌زمینه بسیار فقیر است.

معلمان مدارس ما هیچ‌گونه آموزش تخصصی برای رفتار با افراد کم‌توان ذهنی ندیده‌اند و درصورتی‌که با این افراد در کلاس‌های خود مواجه شوند، نمی‌توانند نیازهای آن‌ها را برطرف سازند. مشکلات رشد حرکتی که در بیشتر افراد کم‌توان وجود دارد، مانع حضور موفق آن‌ها در جامعه می‌شود؛ بنابراین، کم‌کردن سطح فعالیت بدنی مشکلات متعددی برای سلامتی‌شان ایجاد می‌‌‌کند و معلمان تربیت‌بدنی دراین‌زمینه، رسالت بیشتری دارند. با وجود مشخص‌شدن تأثیر فعالیت‌های بدنی در افزایش سلامت جسمی و روانی افراد کم‌توان ذهنی، هنوز برنامه‌های مدوّن و مشخص برای آموزش و تمرین این افراد در کشور و حتی در دنیا وجود ندارد. متخصصان و دانشمندان این بخش برای افزایش آگاهی و دانش مربیان و مراقبان افراد کم‌توان باید بیشتر تلاش کنند. از اولین گام‌ها تألیف کتب مناسب و کاملاً کاربردی برای آن‌هاست.

گروه مؤلفان این نیاز را درک کرده و پس از چهار سال تلاش جدّی و مطالعه و تحقیق در بخش توان‌بخشی افراد مبتلا به سندرم داون، کتاب حاضر را تألیف کرده‌اند. گفتنی است این کتاب، کاملاً برگرفته از نتایج مطالعات بسیار ارزشمند تحقیقی است. همچنین، شایان‌توجه است استفاده از این ‌روشِِ تمرینی و آموزشی به‌معنای جدا‌کردن این افراد در سیستم‌های آموزشی و ارائۀ تمرینات تخصصی به آن‌ها نیست. مربیان با مطالعۀ این کتاب، اصول ویژۀ تمرینی را در تمرینات افراد مبتلا به سندرم داون رعایت می‌کنند. همچنین متخصصان توان‌بخشی و تربیت‌بدنی و روان‌شناسان بالینی می‌توانند در ساعات غیرآموزشی و به‌عنوان تمرینات توان‌بخشی، از این شیوۀ تمرینی استفاده کنند. این کتاب راهنمایی جامع برای توان‌بخشی تخصصی افراد مبتلا به سندرم داون با رویکرد فعالیت بدنی و تمرینات ورزشی است که در نتیجۀ تدوین رسالۀ دکتری و اجرای دو طرح تحقیقی گسترده طبع شده است. مجری طرح‌های تحقیقی مذکور، سرکار خانم زهرا سرلک است که طرحی را به‌سفارش دانشگاه آزاد اسلامی، واحد خدابنده و طرح دیگری را به سفارش پژوهشگاه تربیت‌بدنی وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری، با همکاری گروه مؤلفان انجام داده‌اند. در اینجا جا دارد از مسئولان این دانشگاه و پژوهشگاه برای همکاری و بذل توجه به این موضوع قدردانی و تشکر کنیم. همچنین از مسئولان و مدیران دانشگاه علوم بهزیستی و توان‌بخشی برای داوری و ارائۀ دیدگاه‌های اصلاحی و چاپ این کتاب تشکر می‌‌‌کنیم. در پایان، از تمامی خوانندگان درخواست می‌کنیم تا دیدگاه‌های ارزشمند و اصلاحی خود را درخصوص مطالب این کتاب با مؤلفان درمیان بگذارند تا بتوانیم هر روز بر دانش موجود دراین‌زمینه بیفزاییم.

ارسال پیام